آخرین اخبار : 

دین جاینی

مذهب ریاضت

                                                                                                                                                           در میا ن ادیان زنده جهان دین جاینی یکی از ادیان شرقی است که چندان شناخته شده نیست.

با این وجود در بین نظامهای مذهبی هند وجهان جایگاه خاصی دارد.

  • دین جاینی در رابطه با تاریخ هند

دین جاینی درمیان ادیانی که در هند بوجود آمد ه اند قدیمیترین آنها می باشد. همچنین این دین

درخلال چند قرن متوالی ، اولین کوشش را زیر نظر یک رهبر قدرتمند مذهبی برای رشد و  ارتقای

دین هندویی داشت.

سی و دو سال بعد از دین جاینی ، دین بودایی به عنوان حرکت اصلاح گرایانه دیگری سر برآورد.

هر دوی این ادیان، که از مشتقات دین هندویی هستند، نسبت به آداب قربانی کردن حیوانات و

تقسیم بندی طبقات نظام کاست در دین هندویی، نگرشی آزاد منشانه مبتنی بر عدم خشونت

ومحبت داشتند. ولی نتیجه هر دو حرکت اصلاحی، به جای اصلاح دین هندویی، دو  دین جدید

ایجاد کرد.

دین جاینی در معماری و باستانشناسی هند جایگاه مهمی دارد. تپه تاریخی «استوپا» ی چاینی

که در « ماتهورا» می باشد، دارای کتیبه ای است که تاریخ آن مربوط به آغاز دوره مسیحیت است

و در آن نوشته شده است که قدمت کتیبه انقدر زیاد است که در واقع  « توسط خدایان ساخته

شده است». این بنا که احتمالا قدیمیترین بنا در هند می باشد۱(بررسیهای باستانشناسی هند،

دوره جدیدامپریال،شماره۲۰، صص۱۲-۱۳).

معابد جاینی در احمد آباد الوار، اجمیر، کوه ابو در غرب هند، و معبد سنگی بسیار استاد نه جاینی

در «کالی گامالای» در جنوب هند، از ذخایر معماری هند هستند.

در میان دو نهضت اصلاح گرایانه هند، دین جاینی تا حدوی مقدمتر است، هر چند بعدها از اهمیت

این دین کاسته شد. این دین هرگز مانند دین بودایی در خارج از هند پیشرفتی نداشت و در خود

هند هم محدود به مناطق کوچکی در غرب وجنوب هند بود.

ولی جاینی ها ، که اکثرا به کار تجارت مشغول بودند، به خاطرفعالیتهای زیرکانه اقتصادی

توانستند ثروت و منزلت اجتماعی زیادی به دست آورند. ولی در صد این گروه  دینی خود محور،

به تدریج کاهش پیدا کرد.

در سرشماری سال ۱۸۸۱م پیروان دین جاینی۴۹/۰درصد جمعیت هند را تشکیل می دادند.

اما در سرشماری سال ۱۹۴۱م به۳۷/۰درصد تنزل پیدا کرد.

اهمیت دین جاینی در هندوستان بیشتر ازجهت تاریخی است، و گرنه از لحاظ تعداد پیروان قلیل

ورو به کاهش است.

  در رابطه با سایر ادیان وکتب فلسفی

بنیان گذار دین جاینی زمانی به این کار دست زد که در آن ایام در کشورهای دیگر حرکت های

مشابه ای در حال وقوع بود. مهاویرا، علاوه بر بودا در هند، با سه نفر دیگر از بنیانگذاران ادیان

زنده جهان معاصر بود: بازرتشت در سرزمین پارس، با کنفوسیوس و با لائوتسه در چین.

همچنین در دورۀ بابلی بنی اسرائیل، با پیامبران بزرگ آن عصر، ارمیای نبی، حزقیال نبی

و اشعیای دوران تبعید( مربوط به دوران تبعید و غربت هفتاد ساله بنی اسرائیل در بابل).

مهاویرا با شش تن از فلاسفه قدیم یونان ، طالس، اناکسیماندر، اناکسیمنس، گزنفون،

فیثاغورث و هراکلیت معاصر بود. اما هیچکدام از آنها خاطره ای شخصی که تا امروز زنده

باشد از خود به جا نگذاشته اند در حالی که امروزه در هند بیش از یک ونیم میلیون نفر

مهاویرا را تکریم کرده و او را مانند بت می پرستند ومجسمه اش را نیایش می کنند.

نامی که بیشتر در مورد اوبه کار می رود همان لقب مهاویرا « قهرمان بزرگ»است.

آنها خود را جِینا « پیروان دین جین» می نامند. جینا لقب دیگری است که جاینی ها به رهبر

خود می دهند که به معنی پیروز و فاتح است.

در رابطه با مسیحیت

دین جاینی را می توان از دو دیدگاه با مسیحیت مقایسه کرد:

یکی این که پیروان این دین ادعا می کنند اهمیت دینیِ تضادی سرنوشت ساز بین روح و

جسم انسان را، قرنها پیش از آن که پولس مقدس در رساله خود به رومیان بیان کند، به خوبی

شناخته اند. همچنین به نظر می رسد که اندیشه ایجاد یک مذهب جهانی فعال، که از

ویژگیهای ممتاز مسیحیت است،ابتدا توسط دین جاینی مطرح شده باشد.

در دو متن از کتب دینی جاینی عباراتی هست که میگویند مهاویرا،۵۰۰ سال پیش از مسیحیت،

به تاییدات الهی در مورد تبلیغ دینی که همه مردم دنیا استفاده کنند، مؤید شد.

 زندگی مهاویرا (۵۵۹ تا ۵۲۷ قبل از میلاد مسیح)

۱-زندگی در قصر(۱ تا۳۰ سالگی)

مهاویرا در یک محیط مجلّل پرورش یافت:

« از مهاویرا پنج پرستار مراقبت می کردند: یک پرستار مامور دستشویی، یک نفربرای تمیز

کردن، یک نفر برای لباس پوشاندن، یکی برای بازی کردن با او و دیگری برای جابه جایی او

بود. به طوری که از دامن یک پرستار به آغوش پرستار دیگر منتقل می شد»(کتب مقدس

شرق، ج ۲۲، صص۳-۱۹۲).

او با دختر یکی از  خانواده  های اشرافی ازدواج کرد و صاحب دختری شد.

عزلت بزرگ(در ۳۰ سالگی)

مهاویرا بعد از مرگ والدین خود تصمیم گرفت طبق یکی از روشهای دین هندویی گوشه نشین

شود تا از این راه به زهد و رستگاری برسد:

« باید جسم خود را به مدت دوازده سال تمام فراموش کنم»(کتب مقدس شرق، ج ۲۲، ص۲۰۰).

مهاویرا تمام لباسهای زیبای خود را کنار گذاشت ، داراییهایش را بخشید و موهای خود را در

پنج مشت کند و نذر کرد در تقدس مطلق بماند. این اقدام، خدایان دین هندویی را به شدت

تکان داد به طوری که از آن به بعداین هندوی متعلق به طبقه دوم نظام اجتماعی کاست

را به عنوان یک مبلّغ دینی که باید نقش جهانی داشته باشد شناختند و تحسین کردند.

«ای یگانه مبارک( ارهات) به انتشار دینی که برای همه مخلوقات عالم پربرکت است بپرداز»

(کتب مقدس شرق، ج۲،ص۱۹۵).

«خوشبختی برتوباد، ای بهترین گاو نر کشاتریاها[طبقه حکام و جنگجویان در دین هندو]،برخیز،

ای آقا- خدای محترم جهان! دین قانون را که مورد استفاده همه مخلوقات زندۀجهان خواهد

بود، تاسیس فرما، این مذهب برای همۀ زندگان سرتاسر جهان منافع اعلایی در پی خواهد

داشت!» (کتب مقدس شرق،ج۲۲(.

۱ – البته خرابه های ساختمان های قدیمی تری که مربوط به فرهنگ باستانی هاراپن

(harappan)است نیز در دره رودخانه هند وجود دارد.

طلب رستگاری از طریق ریاضت

ابتدا او به مدت یک سال ویک ماه لباس می پوشید، اما از آن پس یک زاهد برهنه بود

(کتب مقدس شرق،ج۲۲،صص۷۹و۶۰-۲۵۹).

در همه جا سرگردان بود و از دست آدمها و جانوران زخمهای زیادی دید، زیرا شکنجه های

جسمانی بسیار سختی را برخود تحمیل کرده بود( کتب مقدس شرق، ج۲۲،صص ۸۷-۷۹).

« اونسبت به بوی بدنجاست و بوی خوش چوب صندل به یک اندازه بی تفاوت بود و یا

نسبت به کاه وجواهر یا نسبت به آشغال و طلا ، یا نسبت به خوشی ورنج، نه به این دنیا

وابسته بود ونه به دنیای ماورای آن ، نه آرزوی حیات داشت و نه اشتیاق مرگ»( کتب

مقدس شرق،ج۲۲،ص۲۶۲).

« با آرامش، صبر، کنترل و رضایت حاصل از دانش متعالی…آن یگانه محترم برای مدت

دوازده سال سرگرم تأ ملات خویش بود»( کتب مقدس شرق، ج ۲۲، ص ۲۶۳).

« در سال سیزدهم، در حال چمباتمه زدن،… هنگامی که در مقابل گرمای سوزان

خورشید قرار داشت،… و زانوهایش بالا و سرش رو به پایین بود، در حال تفکر عمیق،

در یک حال ریاضت محض، به نیروانه دست یافت، به مطلق بی نهایت(کِوالا)، کامل و پر،

بدون هیچ گونه مانع وعایقی»( کتب مقدس شرق، ج۲۲، ص۲۰۱).

تبلیغ مذهب جدید ریاضت کشی(سنین ۴۲ تا ۷۲ سالگی)

مهاویرا، پس از ان که احساس کرد بربدن خود و همه جهان کاملا تسلط دارد،خود را از یک

زاهد عزلت نشین خارج کرده و به صورت  رهبر تعداد زیادی راهب درآورد. وی تعداد زیادی

شاگزد پیدا کرد و افراد زیادی از هندوهارا مجذوب دین خود ساخت.

در افسانه ها آمده است که او چهار پادشاه را ملاقات کرد . حمایت آنها را به دست آورد و

تا آخر عمر به وعظ و تبلیغ پرداخت.

« وی به هنگام نقل پنجاه و پنج سخنرانی که به تفصیل (کارما) را بیان می داشتند، درست

در زمانی که سخنرانی اصلی را شرح داده بود از دنیا رفت و از همه ناملایات زندگی راحت شد:

(کتب مقدس شرق، ج۲۲، ص۲۶۹).

« در شبی که مهاویرای زاهد و محترم در گذشت … سر و صدا و ازدحام زیادی توسط خدایانی

که پایین آمده و سپس بالا می رفتند ایجاد شد»( کتب مقدس شرق، ج۲۲، ص ۲۶۵).

احترام وتکریم مهاویرا

براساس تعالیم مهاویرا هیچ چیز برای پرستیدن وجود ندارد. او خود آ ن طوری که تعلیم داد

زندگی کرد، یک زندگی آرام وبدون تشویش و اضطراب، همراه با انکار نفس و بدون آزار و

بدون نیایش. با این حال پیروانش او را عبادت کرده  و او را دارای صفات الهی میدانند و به

عنوان یک معصوم مورد احترام است.

« مهاویرا که به حکمت دست یافته بود، خود هیچ گناهی مرتکب نشد…وی، فارغ از میل و

گناه به تأ ملات ریاضت منشانۀ خود مشغول بود»( کتب مقدس شرق،ج۲۲،صص۸۷۰۸۶).

«آن مکرّم واحد، که جریانات دنیا طلبی و گناه کاری را می دانست، … همواره از کشتن

[حیوانات] که عملی گناه آلود بود خودداری کرد… او به هیچ کاری که آلوده به گناه بود

دست نیالود»( کتب مقدس شرق، ج۲۲، ص۸۱).

وی همچنین به عنوان یک عالم مطلق مورد احترام است.

« وی افکار همه دانشمندان را می دانست »( کتب مقدس شرق،ج۲۲،ص۲۰۰).

« وی صاحب یک دانش وادراک متعالی ، بی حد ومرز و بی مانع و رادع بود»(کتب

مقدس شرق، ج۲۲، ص۲۵۷).

در کتب مذهبی دین جاینی، مهاویرا به عنوان کسی که در وجود تقدّم داشته و از

روی برنامه تجسّد یافته معرفی شده است.

« او از آسمانها فرود آمد…مهاویرای مکرّم و زاهد از ویمانای بزرگ( قصر خدایان)

پایین آمد… در اینجا، در قارّه جامبودویپا(هند)، در قسمت جنوب بهاراتا- ورشا( شمال

هند)، او را به صورت یک جنین در رحم دِ واناندا در آمد»( کتب مقدس شرق، ج۲۲،

صص۱۹۰-۱۸۹و۲۲۸-۲۱۷).

در کنار این خداسازی نظری ، مهاویرا عملاً به صورت یک بت پرستیده شده است.

در حقیقت ، اختلاف اساسی بین دو فرقه طرفداران دین جاینی در این است که آیا آنها

باید مجسمه های جاین خود را، مثل بدنهایشان با لباس بپوشانند ویا این که آنها را

عریان نگهدارند.

متون مقدس جاینی

نام کلی متون مقدس جاینی« آگامه ها»(فرایض)و یا «سیدهانتاها»( ذخایر) است.

اصالت متون موجود، بین فرقه های جاینی محل اختلاف است. فرقه« استاناک وستی»

تنها سی وسه متن از این متون را قانونی می داند، در حالی که فرقه«اسوتام بارا» چهل

و پنج متن را مستند وقانونی می داند.بالاترین دانشمند جاینی شناس اروپایی مدعی

است که کتب مقدس جاینی کمتر مورد استفاده پیروان این دین قرار می گیرند:

« به نظر می رسدکه آنها،پیروان دین جاینی،کمتر به مطالعه کتب مقدس دینی خویش

پرداخته و معمولاخود را با با نقل فهرست کتب مزبور راضی می سازند»( استیونسون،

جوهر دین جاینی،ص۱۳).

زبان متون مقدس جاینییکی از مشتقات«پراکریت» است که در عصر مهاویرا در مناطق

مرکزی وشمالی هند رایج بود. تفاسیر اولیه مهمی که بر کتاب قانون پراکریتی نوشته

شده ، به همراه اکثر کتب دینی جاینی به زبان سانسکریت است. معدودی از این کتب

به زبانهای محلی موجود ترجمه شده اند و تنها بخش کوچکی از این کتب به زبان

انگلیسی برگردانده شده است.

ادراک هستی متعال

دین جاینی با انکار هر گونه هستی متعال در عالم آغاز شد. مهاویرا کل اعتقاد

شرک آمیز رایج دین هندویی در مورد قدرتهای طبیعی و مافوق طبیعی را به عنوان

امری کاملاً زاید انکار کرد. وی پرستش هر گونه اله ، ویا حتی صحبت کردن دربارۀ

آن را محکوم کرد:« یک راهب زن یا مرد نباید بگوید«خدای آسمان!»«خدای طوفان»

«خدایی که بارش باران را آغاز می کند»،«خدایا باران را بباران»،« خدایا زمین را

بارور ساز»،« خدایا پادشاه را پیروز گردان».آنها نباید چنین سختیهایی بگویند.بلکه

باید با شناخت طبیعت اشیا بگویند:« هوا»، « ابر جمع شده و به زمین آمد»،

« یا ابر باریده است» این وظیفه آنهاست»( کتب مقدس شرق،ج۲۲، ص۱۵۲).

مهاویرا این بهانه را که هر کسی به کمک یک دوست در آسمانها احتیاج دارد خوار

مشمارد.

« انسان!تو خودت دوست خود هستی! چرا آرزوی دوست دیگری ورای خود داری؟»

( کتب مقدس شرق،ج۲۲،ص۳۳).

استدلال جهان شناسی معمول دربارۀ وجود یک «خدای خالق» در متون مقدس جاینی

عنوان نشانه جهالت  محض محکوم شده است.

«کسانی که برپایه استدلال خود فکر می کننددنیا خلق شده است، حقیقت را نمی دانند»

(کتب مقدس شرق، جلد۴۵،ص۲۴۵). ولی بعدها این طرز تفکر با عکس العمل مواجه شد.

«در دین جاینی راز عجیبی نهفته است. زیرا با وجودی که این دین منکر هر گونه خدای

متشخصّ است، چه به عنوان خالق، پدر ویا دوست، هرگز اجازه نمی دهد آن را به عنوان

یک دین ضد الهی معرفی کنند. در حقیقت توهینی مر گبارتر از این برای یک نفر جاینی نیست

که وی را کافر یا ناستیکا بخوانند»(جوهر دین جاینی، ص۲۹۸).

مهاویرا آیین کارما و یا قانون عمل را که مسئول اجرای مکافات اخلاقی در زندگی آتی است

تعلیم میداد. کارما یک قدرت جهانشمول غیرشخصی است که فعال، دانا وغیر قابل گریز است.

تضوری که پیروان دین جاینی از هستی متعال دارند کاملاً با نظریه دین هندویی درباره این

هستی متعال (برهما) که غیر قابل شناخت، غیر اخلاقی و صرفاً متافیزیکی است، فرق دارد.

اما  اگر واقعاً هیچ خدای متشخّص ومتعالی ای وجود ندارد، موجوداتی هستند که هرچند به

زبان فنی خدا نیستند، در میان معتقدین دین جاینی جای خدایان را گرفته اند.

اینها « تیر تانکاراها» یا « راه یافتگان»[ کسانی که راه عبور ازاین جهان فانی به عالم باقی

رایافته اند] هستند که جمعاً بیست وچهار نفرند و آخرین آنها هم شخص مهاویرا است.

اینها کسانی هستند که به ازادی  نهایی یا « موکشا» دست یافته اند. اینها قادر نیستند

به هیچ کس دیگری کمک کنند، زیرا همانطور که مهاویرا تعلیم میدادهر کس باید خود با

عمل خویش به رستگاری برسد. پیروان دین جاینی در سرتاسر هند معابد بیشماری بنا

کرده اند که بعضی از آنها در نوع خود بسیار مجلل است و در آنها جمع شده به «پوجا»

ویا پرستش در مقابل «تیرتانکاراها»می پردازند. آدمهای  تعلیم یافته می گویند درست

است که تیرتانکاراها نمی توانند بدانند که پرستندگانشان چه می گویند وقادر به جواب

دادن هم نیستند، ولی در چنین عبادتی ارزش باطنی(ذهنی) زیادی وجود دارد. نفس وجود

تیرتانکاراها به معنی آن است که انسان می تواند به «موکشا» برسد. لذا بدین ترتیب افراد

در ادامه کوششهای خود ترغیب می شوند. انسان احتمال می دهد که افراد عامی چنین

تمایزی را درک نکنند. اینها از تیرتانکاراها همان کمکی را طلب میکنند که انسانهای معمولی

همه جا از خدایان خود می خواهند.

اصول اخلاقی دین جاینی

یک فرد کامل جاینی،زاهد و ریاضت کش ، متواضع و غیرمهاجم بوده و کینه جو نیست.

« قانون برجسته جاینی ها را، همانگونه که هست، از من فراگیر…تقلّب وفریب، حرص و آز،

خشم وغرور: آدم عاقل باید از همۀ این امور کناره گیری کند…کفش، چتر، بازی نرد، کاربرای

دیگران، کمک به یکدیگر: آدم عاقل باید از همه اینها اجتناب کند… اگر اورا بزنند نباید عصبانی

بشود؛ اگر به او دشنام دهند نباید احساساتی بشود؛ با یک فکر آرام و متین باید همه چیزرا

تحمل کند وزیاد سرو صداراه نیندازد»( کتب مقدس شرق، جلد ۴۵،صص۳۰۱-۳۰۵).

«یک فرد راهب،حتی اگر مورد ضرب و شتم قرار بگیرد نباید عصبانی شود؛ و نباید با فکر گناه

هم مشغول شود. با دانستن این که صبر و تحمل بالاترین خوبیهاست، فرد راهب باید دربارۀ

قانون[شریعت] بیندیشد( کتب مقدس شرق، جلد۴۵، ص۱۲).

باید از دوست داشتن،  و همچنین از دشمنی و تنفر پرفی کرد، زیرا این هردو از صور وابستگی

هستند.

« راهبی که هیچ کس را دوست ندارد، حتی کسانی که او را دوست دارند، او خود را از گناه

وتنفر خلاص کرده است»( کتب مقدس شرق، جلد۴۵، ص۳۲).

« با پیروزی بر عشق، تنفر و اعتقادات غلط، او زنجیرهای کارما را قطع خواهد کرد»

(کتب مقدس شرق، جلد۴۵،ص۱۷۲).

در دین جاینی بالاترین فضیلتها عبارت است از ریاضت درویشانه و آزار ندادن جانداران دیگر

( آهیسما)

« او باید تنها با غذایی که مجاز است، سرگردان باشد… او باید به دنبال درخواست غذا ازاین

و آن برود.مرد خردمند نباید اهمیت بدهد که صدقه می گیردیا خیر»(کتب مقدس شرق،

جلد۴۵،صص۱۲-۱۳).

«آب شستشوی ظرف غذا، خمیرجو، اُماج سرد وترش، آبی که در آن جو را شسته اند؛

این گونه غذاها ونوشیدنیهای نفرت انگیز را نباید خوار بشمرد، بلکه باید به در فقیرترین

خانه برای دریافت صدقه مراجعه کند.در آن صورت یک راهب واقعی است»

(کتب مقدس شرق، جلد۴۵، ص۷۲).

« جوهر حکمت این است که هیچ چیز را نکشید»(کتب مقدس شرق، جلد۴۵،ص ۲۴۷).

اگر په اصل آهیسما در ادیان هندویی وبودایی هم یافت می شود، در هیچ کجا به اندازه ای

که در بین راهبان جاینی رعایت می شود مراعات نمی شود. این راهبان از گرفتن جان

موجودات زنده، هرچند در پایین ترین سطح، ممنوع شده اند. در نتیجه اینها به شدت به

مصرف مواد غذایی گیاهی روی آورده اند. شدت رعایت مقررات به گونه ای است که

حتی افراد عادی پیرو این دین، که از ایشان رعایت شدید مقررات خواسته نشده نیز از

دست زدن به هر کار و امرار معاشی که در آن احتمال ضرر رساندن به یک موجود زنده

وجود داشته باشد، خودداری می کنند.بنابراین تعدادکمی از معتقدین به جاینی به کار

کشاورزی مشغول اند، زیراتقریباً غیر ممکن است در اثنای کار وشخم زدن ، حشرات یا

کرمهای داخل خاک کشته نشوند.آنها غالباً در کارهای تجاری، بانکداری و یا حرفه های

فنی مشغول اند. گاندی هم در کار مبارزه برای کسب استقلال هند، از همین اصل

آهیسما یا عدم خشونت بهره گرفت.

مهاویرا برای پیروان خود پیروان خود پنج عهد بزرگ را مقرر فرمود که عبارتند از :

«اجتناب از کشتن، دروغ گفتن، دزدی کردن، لذات جنسی، و وابستگیها»

(کتب مقدس شرق، جلد۲۲،صص۲۰۲-۲۱۰).

ویژگیهای مهم دین جاینی

علت تمام بدبختیهای انسان اتصال بین جسم مادی وپست با روح خالص و جاودانی اوست.

این نظریه از لحاظ فلسفی به نام « دوآلیسم» یا ثنویت جسم وروح شناخته می شود.

ماده وجسم، با روح انسانی، دو هستی کاملاًمتفاوت هستند.

کاربرد عملی این نظریه آن است که هر فرد معتقد به دین جاینی باید برای آزاد سازی روح

خویش، جسم خود را تحت فشار قرار دهد.همانطور که مهاویرا این کار را انجام داد. هدف

رستگاری، وصول به مرتبۀ موکشا یا نیرواناست. این حالت مبارکی است که در آن روح هر

فرد از تمام تعلقات  و فشارهای جسمانی بدن ونیز از تمام « کارماها» ویا اعمال قبلی وی

آزاد می شود.

روش کسب نجات ورستگاری در «سه گوهر» دین جاینی بیان شده است:

« دانش، ایمان،وعمل صحیح اسباب واقعی نجات غایی هستند»

(کتب مقدس شرق،جلد۴۵،ص۱۲۳).

یکی از روشنترین وجوه تمایز بین ادیان جاینی وهندویی آن ست که مهاویرانظام طبقاتی

چهار گانه کاست را به شدت محکوم می کرد.وی در عوض، تمام پیروان خود را داوطلبانه

در یک نظم رهبانی به نام « سنگها» درآورد که از نظر لغوی به معنی « جماعت» است.

با این حال، دین جاینی به خاطر فقدان یک اصل مثبت وسازنده در مورد سازمان اجتماعی،

هرگز نتوانسته خود را به طور کامل از ایده نظام طبقاتی کاست که در زندگی هندوان

قدرتمند حضور داشته خلاص کند. حتی خدایانی که در قرون و اعصار بعدی بین معتقدین

به دین جاینی دوباره منصوب شدند نیز به حسب درجات اجتماعی ترتیب یافته اند.

« مثل روی زمین ، و یا مثل سرزمین هند که سپورهایی هستندکه به امر جاروکشی برای

افراد دیگر مشغول بوده و از آنها جدا زندگی می کنند، در آسمانها نیز خدایانی وجود دارند

که کارهای پست خدایان دیگر راانجام داده و از آنها جدا زندگی می کنند. روی هم رفته در

بهشت ودوزخ نود ونه نوع خدا وجود دارند که به خاطر اینکه وظیفۀ آنها خدمتگزاری به

خدایان دیگر است ، خدایان پست وحقیر قلمداد می شوند»(جوهر دین جاینی،ص۲۷۰).

کارما، که عبارت است از اصل اخلاقی پاداش ومکافات در مقابل اعمالی که فرد انجام داده،

از ویژگیهای مهم دیگر دین جاینی است. کاربرد واقعی این اصل در تناسخ ارواح است که

موجب تولد دوباره روح در همین دنیای سراسر بد بختی و یا در یکی از چندین بهشت و

جهنمی است که از دین هندویی به دین جاینی منتقل شده است. این تولد دوباره به

اعمال هر فرد در حیات پیشین وی بستگی دارد.

« اکنون من به ترتیب هشت نوع کارما را که تحت انقیاد آن، روح در حلقه تولدهای متوالی

می چرخدشرح خواهم داد»( کتب مقدس شرق، جلد ۴۵،ص۱۹۲).

« با آسیب رساندن به این موجودات، افرادبه ارواح خود ضرر می رسانند و دوباره و چند

باره به عنوان یکی از همانها متولد می شوند»(همان، ص۲۹۲).

زن بودن در آیین جاینی وکتب مقدس آن به شدت محکوم شده است.

« مهاویرا، که در نظرش زنها علت همۀ کارهای گناه آلود بودند، صورت واقعی جهان را

می دید»(کتب مقدس شرق،جلد ۲۲،ص۸۱).

« زنها بزرگترین وسوسۀ جهانند، این مطلب را آن حکیم فرزانه اعلام فرموده است.

وی دربارۀ زنها صحبت نمیکند، به آنها نگاه نمیکند، باآنها به مکالمه نمی پردازد، خود را

مالک آنها نمی داند ویا اینکه کار ایشان را انجام نمی دهد»(کتب مقدس شرق،جلد۲۲،ص۴۸).

با این حال در یک سلسله رهبانی دیگر، زنها به عنوان راهبه پذیرفته شدند.

فرقه های دین جاینی

دسته بندی اصلی در ببین پیروان دین جاینی میان فرقۀ سپید جامگان«اشوتامباره» و فرقۀ

آسمان جامگان«دیگ آمبره»است. حدود ۳۱۰ سال پیش از میلاد مسیح، هنگامی که جامعۀ

درویشان«زاهدان مرتاض» از یک قحطی بزرگ در شمال هند رنج می برد، یک گروه حدوداً

۱۲۰۰۰نفره از طرفداران جاینی به رهبری«بهادراباهو» به میسور در جنوب هند مهاجرت کردند.

در آن منطقه گرمتر، که طبیعتاً لباس کمتری مورد احتیاج بود، ریاضت کشی و زهد سخت تری

نسبت به جاینی های منطقه شمالی رعایت می شد. این دوفرقه قطعاً در حدود سال ۸۲ میلادی،

روی بحث جدال برانگیز لباس پوشیدن تقسیم شدند. از آن تاریخ به بعد اکثر جاینی هایی که در

مناطق خنک تر شمال کوههای ویندیا زندگی میکنند به فرقه سپید جامگان و یا اشوتامباره و

جاینی های نیمه جنوبی هند به فرقۀ برهنگان دیگ آمبره تعلق داشته اند، هر چند مهاجمین

مسلمان، طرفداران فرقه دیگ آمبره را وادار کرده اند که حداقل یک لُنگ بپوشند.

این دو فرقه در مورد مساله لباس پوشاندن به بتهای خود اختلاف نظر دارند.

افراد فرقۀ آشوتامباره، بتها را نیز مثل آدمها لباس سفید ساده می پوشاندند. بتهای فرقۀ دیگر

آمبره، همچون عبادت کنندگان آنها بدون پوشش هستند.

اختلاف بارز دیگر بین این دو فرقه روی نحوۀ برخورد آنها با زنها است. راهبه های رسمی تنها در

فرقۀ آشو تامباره یافت می شوند. فرقۀ دیگ آمبره به زنها اجازه نمی دهد که از طریق راهبه

شدن به رستگاری دینی برسند، مگر این که زنی به خاطر زندگی خوبی که داشته در تولد بعدی

خود به صورت یک مرد آفریده شود.

سومین گروه در بین طرفداران دین جاینی فرقۀ غیر بت پرست« استهانکوَسی» است که در

سال ۱۴۷۴ میلادیتوسط یکی از مصلحین فرقۀ اشو تامباره بنیانگذاری شد. وی در آن سال متوجه

شد که در بعضی از کتب مقدس دین جاینی هیچ اشاره ای به بتها نشده است. اعضای این فرقه

جدید نیز به یازده دسته تقسیم شده اند. فرقۀاشو تامباره نیز حداقل به هشتاد و چهار گروه فرعی

یا فرقه های کوچکتر تقسیم شده است.

تاریخچه دین جاینی

پیروان جاینی درخلال حدود بیست و پنج قرن حیات خود، برخی اوقات کاملاً فعال بوده و نظر

مساعد پادشاهان هند را به خود جلب کرده اند.آنها برخی آثار ادبی و معماری قابل توجه نیز

بوجود آورده اند. از نظر اختلافات درون فرقه ای و نیز از جهت فشار و آزاری که از ناحیۀ هندوان

و مسلمانها برآنها وارد می شده، دچار لطمۀ فراوانی شده اند.

در تاریخ نسبتاً طولانی جاینی ها چند حادثه برجسته به چشم می خورد.

سال ۵۱۳ق.م

چهارده سال بعد ازمرگ بنیانگذار این دین اولین اختلاف وانشقاق مابین طرفداران این دین ایجاد

شد.

سال ۴۰۰ق.م

برای نخستین بار مجسمۀ مهاویرا در یکی از معابد جاینی برای عبادت نصب شد، اگر چه این تاریخ

احتمالاً دیرتر بوده است(خانم استیونسون،جوهر دین جاینی،ص۶۹).

سال ۳۰۰ ق.م

گفته می شود در این سال دو گروه عمده اصلی که در کتب مقدس جاینی  اختلاف داشتند مسایل

خود را درشورای پانتا حل وفصل کردند.

سال۲۵۰ ق.م

آسوکا یا آشوکا پادشاه بزرگ بودایی عصر، پنج غار را(برای مادامی که خورشید .ماه ادامه دارند)

به پیروان جاینی هدیه کرد.

سال ۲۳۲ق.م

سامپرالی، نوه وجانشین آشوکا، به تاسیس معابد وزیارتگاههای دین جاینی پرداخت.

سال ۱۰۰میلادی

ادبیات دین جاینی به زبان تامیلی در جنوب هند انتشار یافت.

سال۲۰۰ میلادی

ادبیات دین جاینی به زبانهای بومی گوجارات در غرب هند ، انتشار یافت.

سال ۵۱۴میلادی

گفته شد که قانون شریعت جاینی از روی کتب مقدس این دین در شورای « والابهی» تکمیل شده

است.

سال ۵۵۰میلادی

دین جاینی در جنوب منطقۀ ماراتا در غرب هندوستان رواج یافت.

سال ۶۴۰میلادی

زائر معروف بودائی چین به نام« هی اُون تسانگ» در«کانجی وارام» و مناطق دیگر جنوب هند،

تعدادزیادی از معابد و پیروان جاینی را مشاهده کرد. وی در مناطق شمالی هند نیز افراد زاهد

جاینی را به صورت عریان و یا با ردای سفید مشاهده کرد که به وی « نقطه ای را که در آنجا

معلم اول به معرفتی که در جستجوی آن بود رسیده ودر همانجا نیز نخستین بار به تبلیغ شریعت

جاینی پرداخت» نشان دادند(مستندات بودایی جهان غرب، ترجمه بیل-جلد۱،صص۱۴۴-۱۴۵).

سال ۶۵۰میلادی

پادشاه هندو، کونا،پیروان دین جاینی را در« آرکوت» در جنوب هند به قتل رساند، به طوری که در

حدود ۸۰۰۰ نفر از آنها به میخ کشیده شدند(ونسان اسمیت، تاریخ قدیم هند، چاپ سوم،ص۴۵۵).

قرن هشتم میلادی

نالادیور، مجموعه ای از رباعیات کوتاه که در ادبیات مردم تامیل در جنوب هند مقاوم دوم را دارد، از

یک منبع بی نام ولی قطعاً معتقد به دین جاینی، انتشار یافت.

سال ۸۰۰میلادی

کتاب کورل مقدس، اثر« تیرو والووار» که شاید مشهورترین شعر به زبان تامیلی باشد، بعضی از

اصطلاحات فنی پیروان دین جاینی را به کار برد. ادعا شده که شعر مزبور اثر یک معتقد به دین

جاینی است.

۸۸۰-۸۱۵

درشمال هند در زمان سلطنت پادشاه « اموگاورشا»، دین جاینی تحت رهبری دو نفر به نامهای

«جیناسنا» و «گونابهادرا» به پیشرفت قابل ملاحظه ای دست یافت.

۱۱۵۹-۱۱۲۵

مشهورترین محقق ومؤلف دین جاینی به نام « هماچندرا» یکی از پادشاهان هند در « گاجرات»

به نام« کوماراپالا» را به دین جاینی در آورد. پادشاه مزبور متعاقباً به ساختن سی ودو معبد جاینی

اهتمام ورزید و ایالت خود را به صورت مرکز قدرت این دین درآورد.

۱۱۷۶-۱۱۷۴

یکی دیگر از پادشاهان هندوی گاجرات به نام« آجایادوا»« سلطنت خود را با قتل بی رحمانۀ

جاینی ها آغاز کرد و رهبران این دین را تا حدّ مرگ شکنجه داد و معابد جاینی را ویران ساخت»

( ونسان اسمیت،تاریخ قدیم هند،چاپ سوم، ص۲۰۳).

۱۲۹۸-۱۲۹۷

علاءالدین، فاتح مسلمان گاجرات، خرابیهای بسیار بر مردم معتقد به جاینی وارد ساخت.

۱۶۰۵-۱۵۴۲

امپراتور بزرگ اسلامی مغول در سرزمین هند، به نام اکبرشاه به جانب جاینی ها گرایش پیدا کرد.

وی مالیات سرانه را در گاجرات لغو کرده و ادعای پیروان جاین در مورد بعضی از اسکنۀ زیارتی

مقدس را پذیرفته و به پیروی از تعلیمات جاینی در مورد خودداری از کشتن حیوانات، سالی شش

ماه کشتن حیوانات را در سرتاسر هند ممنوع کرد.

مقایسه دین جاینی با دین هندویی

۱-شباهتهای اصلی

مهاویرا در دین هندویی متولد وبزرگ شده وبا آن زندگی کرده و بدرود حیات گفته است. وی هرگز

دین هندویی را انکار نکرد وخود نیز توسط معتقدین به دین هندویی- آن طور که عیسی مسیح

توسط بخش اعظمی از همه دینان موروثی خود یعنی یهودی ها طرد شد- طرد نگردید.

حتی هنگامی که در سن ۳۰سالگی نهضتی مذهبی را آغاز کرد که به تاسیس دینی جدید انجامید،

دو اعتقاد اساسی دین هندویی را به شدت حفظ کرد: اعتقاد به کارما، قانون جهانی غیر شخصی

در مورد پاداش اخلاقی ، واعتقاد به تناسخ ارواح  ویا حلول مجدد روح پس از مرگ در بدنی جدید.

۲-وجوه افتراق

دین جاینی ، نسبت به نکات مورد توافقی که با دین هندویی داشت، افتراقات بیشتری هم از خود

نشان داد. این دین علیه اعتقاد هندوها به الوهیت، چه تعدد الهه متون مقدس وداها و برهماناها،

وچه خدای واحد مطلق اوپانیشادها، اعتراض کرد. مهاویرادر مقابل می گفت که هیچ خدایی وجود

ندارد.

آیین جاینی همچنین علیه فلسفه رهبانی هندویی، که نفس انسانی وهمه موجودات به عنوان

مرحله ای از روح جهانی تفسیر میکرد، اعتراض کرد.در حقیقت مهاویرا به طرفداری از یک فلسفۀ

ثنوی پرداخت که در آن وجود یک روج کلی جهانی مورد انکار واقع شده، در حالی که روح فردی

موجودات مورد تاکید قرار گرفته است.

دین جاینی همچنین برعلیه قربانی کردن حیوانات که در دین هندویی رواج داشت ودر کتب مقدس

وداها و در متون برهماناها هر دو مورد اشاره قرار گرفته بود، اعتراض کرد. مهاویرا، به عوض این

کار، مردم را به قربانی کردن نفس و مهربانی به حیوانات دعوت کرد.

اعتراض دیگر دین جاینی به نظام طبقاتی کاست در دین هندویی بود. در عوض مهاویرا از تساوی

همۀ افرادی که زهد دینی دارند جانبداری کرد.

دین جاینی همچنین به روش نجات و رستگاری روح در دین هندویی که از طریق دعا و آداب

تشریفاتی دینی و به کمک کاهنان و خدایان انجام می شد، اعتراض کرد و در مقابل از یک برنامه

ریاضت سختِ« نجات فردی» حمایت کرد.

اعتراض دیگر دین جاینی برعلیه متون مذهبی مقدس هندویی یعنی وداها،که به زبان سانسکریت

نوشته شده است ،بود. در عوض ، مهاویرا به لهجۀ بومی زمان خود تعلیم میداد. تمام کتب مقدس

دین جاینی نیز به همان پراکریتی تألیف شده اند.

دین جاینی بر علیه علاقۀ خاص دین هندویی به طبقۀ (کاست) متعلق به یک فرد و کشور خاص

اعتراض کرد. در عوض گفته شد که مهاویرا از طرف خداوند فرمان دارد که به تاسیس دینی که

برای همۀ افراد بشر در تمام کشورهای عالم مورد استفاده باشد، اقدام کند.

۳-وجوه تشابه بعدی

این دو دین در طول تاریخ طولانی خود در کناریکدیگر در سرزمین پهناور هند، درکناریکدیگر زندگی

کرده و به بحث پرداخته اند. در نتیجه دین جوانتر یعنی دین جاینی، تا حدودی به مذهب بزرگتر و

قدیمیتر یعنی دین هندویی شبیه شده و در برخی از مسایل خاص، جذب آن شده است.

امروزه طرفداران هردو دین به یک خدای شخصی معتقدند، با این تفاوت که اعتقاد طرفداران دین

جاینی به طور عمده به بنیانگذار مذهب خودشان است که به وی چهره ای الهی بخشیده اند، در

حالی که اعتقاد طرفداران دین هندویی به آلهه ایی است که تجسّدخدا هستند: آلهۀ کریشنا،

راما،ویشنو وشیوا.

امروزه هر دو دین به نوعی شرک -تعددآلهه- معتقدند، به طوری که امروزه دین جاینی به مذهب

چندخدایی تبدیل شده است. دین هندویی هم دارای این تحولات بود.

هر دو دین امروزه به نوعی بت پرست هستند، اگرچه این رسم پیش از ظهور مهاویرا در بین

طرفداران دین هندویی وجود نداشت. فرقۀ جاینی«استهانکوسی» برای مقابله با این رسم

ظهورکرده است.

امروزه هر دو دین دارای معابد متعددی هستند، هرچندکه قبلاً در هیچ یک از آنها معبد شناخته

شده نبود،ولی اکنون معابد آنها به یکدیگربسیار شباهت دارند.

امروزه هر دو دین برای اداره معابد خود برهمن های راهب دارند، اگر چه تعداد معدودی از افراد

طبقۀمقدس روحانیون هندویی به ندرت برای انجام این منظور به معابد جاینی راه داده می شوند.

هردو دین امروزه اصول نظام طبقاتی کاست را دارا هستند. این اصول در آغاز به طور نظری توسط

مهاویرا طرد شده بود، هر چند به جای آن هیچ اصل سازنده ای در مورد همکاری آحادجامعه بشری

ارائه نشده بود.

امروزه حتی در دین جاینی عامیانه(مردمی)سلسله مراتب خدایان نیز پذیرفته شده است.

در حال حاضرمعتقدین به دین جاینی به طور روزافزونی اختلافات بین دین خود و دین هندویی را

کهمحیط برآنهاست کمتر احساس کرده و هر چه بیشتر در قدرت عجیب شبیه سازی دین هندویی،

که با توقع کمی از ایمان ، آگاهی و سلوک دینی همراه است، جذب می شوند.

۴-نقاط قوت دین جاینی

دلگرمی وشوق ذاتی خاصبنیانگذار فداکاراین دین که به سختی در شوق وصول به بالاترین آرمان

دینی بود و سرانجام نیز آن راپیدا کرد.

اصراراصیل خاص برانکار نفس، توسط هر فرد وبه هرقیمتی که تمام شود، وبر ابراز وفاداری به

بالاترین آرمان دینی، آن گونه که بنیانگذار این دین آموزش داده است.

اصرار بر واقعیت داشتن روح انسانی و همچنین جسم انسان، که هر دو در برنامۀ نجات و

رستگاریاو دخالت دارند، حقیر شمردن تمام اشیاء و امور مادی جهان به خاطر ارزشهای معنوی

روح.احترام وتکریم زندگی، هرچند در عمل به صورتی ناقص و فاقد هر گونه وجوه تشخص و امتیاز

تحققمی یابد.

نوع خاصی از محبت سازنده ومثبت بخصوص نسبت به حیوانات.

طرد نظری اصل طبقاتی کاست، اگر چه در قرار دادن خود در ورای این نظام طبقاتی کاملاٌ موفق

نبوده است.

وجود اصل «جماعت دینی» که در بین آن دسته از تشکیلات دینی جهان که مردم داوطلبانه در آنها

وارد می شوند از همه قدیمیتر است.

۵-نقاط ضعف دین جاینی

فقدان یک خدای شخصی متعال، اگر چه شخص مهاویرا مانند یک خدا تکریم می شود.

فقدان هر گونه کمک الهی برای افراد بشر، هر چند در این دین که در ابتدا ضد خدا وپرستش بود،

کم کمآداب ومراسم عبادی داخل شد.

وجود نوعی علاقۀ خودخواهانه به سرنوشت فرد،آن گونه که طبق یک برنامۀ نجات فردی برای وی

مقررشده است.

ارائه یک تحلیل غلط در مورد علت شُرور و قراردادن آن علت در جسم آدمی.

تاًکید افراطی برزهد وتحمل ریاضت بیرونی.

اتخاذ روش نوعاً منفی امساک.

تضاد بین تبلیغ مهربانی نسبت به حیوانات و انجام خشونت نسبت به بدن خود انسان.

فقدان تمایز بین ارزشهای گوناگونی که باید در یک زندگانی متناسب وهماهنگ وتوأم با رفاه داخل

شوند.

بی تفاوتی کلی این دین نسبت به شادی، زیبایی و جهان.

ارزش کم قائل شدن برای زندگی بشر.

محکوم ساختن زن وخانواده.

فقدان هرگونه اصل سازنده در مورد سازمان اجتماعی و یا اصلاح جامعه.

کنار گذاشتن تدریجی نگرش جهانی خاصی که در ابتدا دارا بوده است.

لغزش تاریخی آن به دامن بت پرستی ونطام طبقاتی کاست.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *