آخرین اخبار : 

دین هندویی

دین هندویی

                                                                                                                                                               دین هندویی، که شاید متعلق به ۱۵۰۰۰ سال پیش ازمیلاد مسیح می باشد، قدیمی ترین دین

زندۀ جهان است،به طوری که درسرشماری سال ۱۹۵۱میلادی(۱۳۳۰شمسی) پیروان آن درهند

۰۰۰/۲۰۰/۳۰۳ نفرذکر شده اند.

درخلال دهه های ۱۹۳۵تا۱۹۵۱میلادی، بر تعداد پیروان این دین ۶۴ میلیون نفر اضافه شده که

متجاوزاز سه میلیون نفر در سال است.

این دین جز درمواردی که هندوها مهاجرت کردند، عمدتاً در هند محصور بود. این دین از نظراعتقاد

به نظام طبقاتی – اجتماعی کاست دینی منحصر به فرد است.

درجامعۀ هند چهار کا ست یا طبقه وجود دارد که افراد هر طبقه باید شغل موروثی پدران خود را

داشته باشندو ازازدواج با افراد طبقۀ دیگر، و یا حتی خوردن غذا سر میز آنها،خودداری کنند.

این طبقات به ترتیب اهمیت عبارتند از:

برهمن ها که طبقه روحانیون و علمای دینی هستند؛

کشاتریاها، که طبقۀ حکام وجنگجویان هستند؛

وایشیه ها، طبقۀ کشاورزان و صنعتگران اند؛

و در آخر شودراها، که طبقۀ پایینجامعۀ هند هستند.

تقسیم طبقات همچنان ادامه پیدا می کند به طوری که امروزه بیش از پنجاه و هشت طبقۀ

فرعی در هند وجوددارد که هر یک متجاوز از یک میلیون پیرو دارند.

علاوه بر این حدود پنجاه میلیون نفر هم هستند که به نامهای‌مختلفی مانند« بی طبقه» یا

« خارج از طبقه»،« هاریجان ها»- بندگان خدا، نامی که گاندی روی آنها گذاشته بود-« نجس ها»،

و یا از نظر حقوقی« طبقات ضمیمه» خوانده می شوند.

اعتقاد الهی آنها یک وجود الهی به نام برهماست که حضور مطلق دارد، و درعین حال شش

مذهب مختلف رادردرون خود پرورش داده است.

دین هندویی عبارت ا‌ست از رشد تدریجی و پیچیدۀ گروهی از افراد بسیار مذهبی با طبایع

متفاوت. این دین بااعتقاد به یک روح جهان شمول، و از طریق کنترل عملی جامعه به وسیلۀ

نظام طبقاتی کاست، گسترش پیداکرده است. کتاب مقدس آنها کتابهای « ودا» به معنی

« د‌انش» است. هریک ازمکا‌تب دین هندویی وداهای خاص خود را دارند.

چهار ودای قدیمی عبارتند از:

ودای مزامیر یا ریگ وادا ؛ ودای فرمولهای مقدس یایاجورودا ؛ ودایآوازها یا

ساما ودا ؛ و ودای افسونها یا آتاروا ودا.

قدیمی ترین کتاب دینی در میان ادیان زنده جهان « ریگ ودا» است.

معتقدین هندویی تصور می کنند که کتاب ریگ ودا هم از لحاظ لفظی و هم از نظر مصون بودن

از اشتباه، معتبراست. این کتاب بیشتر مبتنی بر طبیعت پرستی است،و شامل حمد و

نیایشهای فراوان نسبت به حدود هفتادو شش موضوع است که بیشتر آنها در مورد

قدرتهای طبیعی مانند: خورشید، ماه، آسمان، باد، باران، طلوع،زمین، آتش و…میباشند.

مهمترین خدای وداها« ایندرا» خدای هوا و باران است. یکی از دوخدای آسمان به نام

«دیائوسپیتار» خدای پدر یا پدر آسمان است

«آسمان پدر من است، جد من ! در آنجا ریشه و آغاز من است»(ریگ ودا، بخش ۱۶۴، ص۳۳).

درریگ ودا فقط یک بار ازچهار طبقه اجتماعی هندوئیسم بحث شده است:

«دهان او تبدیل به برهمن گشت. بازوهای او کشاتریا شدند. را نهای او وایشیه هستند.

شودرا از پاهای او بوجودآمد»( ریگ ودا، جلد۱۰، بخش ۹۰، ص۱۲).

در ریگ ودا راه اصلی رستگاری، نیایش است (هیوم، ۱۳۸۲: ۴۳-۴۹).

۱- دین هندویی کاهنان: دین برهماناها(سالهای ۱۰۰۰تا۸۰۰پیش از میلاد)

اولین جنگ بزرگ هندوها، به هنگام تهاجم اولیه به هند، با نیایشها و قربانیهای قراوانی

همراه بود. در این دوره تاریخی دین ساده ودایی، به صورت یک نظام سلطۀ سخت،آداب

چشمگیر دینی، هدایای گوناگون مادی، و قربانی کردنحیوانات همراه با خون وخونریزی

درآمد، که به طور کامل تحت کنترل روحانیون برهمن‌ بود. نوع جدیدی از نوشته های دینی

و دین جدیدی ظاهر شد. برهماناها، که امور مربوط به روحانیون ویا برهمن هاست؛

مجموعه ای از یک سلسله رسائل جامع در مورد دین است که به نثر درآمده است.

به طور کلی‌شامل دستورالعمل هائی در مورد آیینهای مختلف قربانی و پاره ایافسانه های

دینی هستند. بخصوص تاکید آنها روی قربانیهاست

« مسلماً اگر راهب برهمن قربا‌نی نکند، خورشید طلوع نخواهدکرد»

(ساتاپاتابرهمانا، جلد۲، بخش۳۰۱، ص۵، به نقل از کتب مقدس شرق، جلد۱۲، ص۳۲۸).

در میان آثار ادبی جهان برهمانهای دین هندوئی قدیمی ترین آثار منثور هند و اروپائی هستند

که هنوز هم وجود دارند.

مهمترین مراسم قربانی هم به نام «آسوه- مدها»و یا قربانی اسب است که یک سال برای‌

تکمیل آن وقت لازم است.

این کار در ابتدا با قربانی کردن ۶۰۹ حیوان باترتیب از پیشتعیین شده صورت می‌گیرد(کتب مقدس

شرق، جلد۴۴،ص۳۱۱).

« هر کس آیین آسوه- مدیا را به جای آورد به تمام آرزوهای خود می رسد و به تمام فضایل و

کمالات نایل می‌شود»(کتب مقدس شرق، جلد۴۴، ص۳۴۷»

«این عمل کفّاره هرگناهی و درمان هر چیزی است، کسی که این قربانی ــ آسوه مدها ــ را

انجام دهد تمام گناهان خود را باز می خرد»(کتب مقدس شرق، جلد۴۴، ص۳۲۸).

چون عمل قربانی کردن به دست روحانیون آنها انجام می شد خدایان قدیمی وداها کم کم

بی اهمیت شدند و اعلام شد که این خدایان فنا پذیربوده واکنون ازطریق آیین قربانی به درجه فنا

ناپذیری رسیده اند(کتب مقدسشرق،جلد۴۳،صص۷-۳۵۶).

دربرهماناها پاره ای بدعتها صورت گرفت که در تمام صور بعدی دین هندویی استمرار یافت.

در جریان‌تأکید برنظامطبقاتی دین هندویی ـ نظام کاست ـ که روحانیون در بالاترین طبقات آن قرار

دارند، طبقۀ پایینِ سودراها بیش ازبیشخوار تلقی می شوند. به طوری که گفته شد نه خدایان

و نه روحانیون برهمن با افراد این طبقه صحبت نمی کنند( کتب مقدس شرق،جلد۲۶،ص۴).

برای اولین بار در تاریخ دین هندویی محدودیتهایی در مورد خوردن گوشت گاو(کتب مقدس

شرق،جلد۲۶،ص۱۱)،

و یا غذا خوردن زن در کنار شوهر(کتب مقدس شرق، جلد۱۲، ص۲۵۹؛جلد۴۳،صص۷۰-۳۶۹) وضع

شد.

عقیده به تناسخ نیز اولین بار در برهماناها مطرح شده است(کتب مقدس شرق،جلد۲۶،ص۱۱؛

جلد۴۳،ص۳۵۸).

۲- دین هندویی فلسفی: اوپانیشادها(۸۰۰تا۶۰۰ سال پیش ازمیلاد)

یکی از ویژگی های مردم هند تأ ملات فلسفی بود. این خصلت را می توانیم برای نخستین بار در

تأملات فلسفیکه در مورد مبدأ جهان، حتی درکتب مقدس اولیه به عمل آمدهاست،مشاهده

کنیم(ریگ ودا، جلد۱۰،صص۷۲،۸۱،۱۲۱،۱۲۹؛ آتاروا ودا،جلد۱۰،صص۲،۷).

اما سلطه این تفکربه دورۀ سوم کتب مقدس دین هندویی یعنی دورۀ اوپانیشادها و یا سانس ها،

که در آن حتیجوانان وزن ها نیز به بحث فلسفی علاقه نشان می دهند، مربوط میشود.اوپانیشادها

بیانگر نوع جدیدی از تفکر دینیهستند که محور آن در مفهوم «برهما »قرار دارد.

در متون مقدس وداها و برهماناها کلمه «برهما» به معنی «نیایش» و یا« زمزمۀمقدس» و یا

«دانش مقدس» بوده است.اما درمتن اوپانیشادها از آن برای مشخص کردن یک ذات متعال

استفاده می شود. دراین متون خدایان ودایی به گونه ای عرضه شده اند که گویی اصلاً از برهما

خبر نداشته اند(هیوم، سیزده اوپانیشاد اصلی، صص۹-۳۳۷).

تمام خدایان ودایی ودر حقیقت همه اشیا وپدیده ها را باید به عنوان جلوه ها ومظاهر یک قدرت

واحد که درقلبعالم وجود دارد بدانیم.

در زبان دین سنتی آن را می توان قدرت نیایش(برهما) نامید. اما از لحاظ فلسفی این برهما را

باید به عنوان وجودی مطلق، نامحدود، ابدی، حاضرمطلق، فاقد تشخّص، غیرقابل توصیف، و غیر

مذکریا مؤ نث تفسیر کرد.

همچنین آن را روح«آتمن»، روحی جهانی که ارواح فردی به آن خواهند پیوست، نیزمیتوان نامگذاری

کرد.

این عبارت در متن اوپانیشادها بیش از همه نقل می شود:

«آن روح! آن روح تو هستی!» این عبارت ۹ بار در چاندوگیا اوپانیشاد تکرار شده است؛

( نگاه کنید به کتاب سیزده اوپانیشاداصلی، نوشته رابرت ا هیوم، صص ۲۵۰-۲۴۶و کتب مقدس

شرق، جلد۱،صص۱۰۸-۱۰۱).

« کسی که بدین ترتیب می داند من برهما هستم! خود نیز به برهما تبدیل می شود. حتی

خدایان نیزقدرت ندارند،جلوی برهما شدن او را بگیرند، زیرا او تبدیل به روح( نفس، آتمن) آنها

شده است(سیزده اوپانیشاد اصلی، صص۴-۸۳؛ کتب مقدس شرق، جلد۱۵، ص۸۸).

ازآنجایی که برهما، روح عالم یا حقیقت نهایی از تمام خوب وبد و درست وغلط متعالی تر است،

کسی کهبه وسیلۀ ریاضتهای خاص روحانی ونفسانی به درجه وحدت با آن هستی متعال روشن

وزلال، می رسدنیزبه همان صورت از همه تمایزات اخلاقی فراتر می رود(سیزده اوپانیشاداصلی،

صص ۳۰۰-۲۹۹، ۲۷۷-۲۷۶، ۱۶۹، ۱۴۴-۱۴۳، ۱۳۶).

« چنین فردی هر آیینه خود را دچار این گونه فکر وخیالهای زجر آور نمی کند که چرا مثلاً فلان

کارخوب راانجام نداده ام؟و یا چرا فلان کار بد را انجام دادم؟ کسی که برهما را می شناسد

خود را ازدست این هردو فکرخلاص می کند. زیرا درحقیقت کسی که به این معرفت نایل شده

خود را از دست هر دوی اینها نجاتداده است. این همان نظریه سرپوشیدۀاوپانیشاد است»

(سیزده اوپانیشا اصلی، ص۲۸۹؛ کتب مقدس‌شرق…، جلد۱۵، ص۶۳).

نباید تصور کرد که تمام هندوها نسبت به مذهب خود یکسان فکر می کنند. تا این زمان شش‌مکتب‌

ارتدکس تفسیر فلسفی دین هندویی را به رسمیت شناخته اند، مکاتبی که هم از لحاظ عملی و

هماز لحاظ نظری با یکدیگر اختلاف دارند. بسیاری از هندوهای اندیشمند در مورد ارزشهای اخلاقی،

حتیوقتی این ارزشها را داری اهمیتی ثانوی می دانستند،بی تفاوت نبوده اند. با وجود آن که اصول

اخلاقیبه خودی خود برای کسب رستگاری کافی نیست، از نظر آنها این رستگاری تنها از طریق

معرفت به دستخواهدآمد. دربعضی ازمکاتب یوگا به این مطلب اشاره شده است که بدون کسب

فضایل اخلاقی فردنمی تواند در راه درک حقیقتِ وجود خود گام نهد.

در« آرونیا اوپانیشاد» ریاضت یوگا به عنوان وسیلۀ ترک شهوت، غضب، حرص، اشتباه، تقلب، غرور،

حسادت، خودپرستی، خودستایی، دروغ، وسیله کسب واجرای پاکدامنی، لطمهنزدن به جانداران

دیگر، وخالی شدن از تملّکات دنیوی مقرر شده است( توضیح بیشتر درکتاب اصول اخلاقی هند،

نوشته هاپکینز،فصل چهارم).

دین هندویی درمتن اوپانیشادها، هنوزهم اعتقاد به نظام طبقاتی کاست را به عنوان یک امر

فطریمی پذیرد هرچند که اکنون _ درتفکر اوپانیشادی _ آن را مخلوق برهمامی داند(سیزده‌

اوپانیشاداصلی، صص۸۵-۸۴).

اما بنابر تعلیمات اوپانیشاد، رستگاری را باید از طریق تأملات فلسفی ووحدت وجودی خود شخص

پیرامون یک وجود متعال کسب کرد(هیوم،۱۳۸۲: ۴۹۵۵).

۳- دین هندویی حقوقی: قوانین مانو(۲۵۰سال پیش از میلاد مسیح)

سه کتاب مقدس دین هندویی، ریگ ودا، برهماناها واوپانیشادها، به ترتیب دین را به عنوان این

که دراصل یک عمل عبادی ویا نیایشی است ، ویا این که مبتنی بر دادن فدیه ومراسمقربانی

است، واین که دین‌اساساً تأملی فلسفی است، تفسیر کرده بودند. اما این دین به عنوان یک

نهاد اجتماعی جبری با پاره ای مقررات ومُنهیات در مورد زندگی روزمرۀ مردم مطرحشد.

کتاب قانون مانا درمیان مجموعه قوانین هندویی بیشتر از همه مورد اعتماد بوده و نافذ است.

درفصول دوازده گانه این کتاب پاره ای نصایح حکیمانه به چشم می خورد؛ مانند: اطاعت توام

با احترام نسبت به والدین ومعلمان(فصل دوم، صص۹-۲۲۵)، توبه واقراربه گناه(فصل یازدهم،

صص۲۳۱-۲۲۸)، راستی ورزیدن(فصل نهم،ص۹۹)، باحرمت غذا خوردن(فصل۲، صص۶-۵۴).

در مانو نظام طبقاتی چهارگانه کاست به طور مفصل بیان شده است. اصناف این طبقات به

همراه مشاغلی که هریک به آن سرگرم هستند، از نخستین مخلوقات الهی هستند که برای

رفاه جهان خلق شده اند(فصل اول، صص ۹۳-۸۷، ۳۱؛ فصل دهم، ص۴۵؛ فصل یازدهم،

ص۲۳۶). طبقۀ برهمن به خاطر تولدش که تجسم های خداست، درموضع برتری دائمی قرار داده

شده است( فصل اول،صص۱۰۰-۹۹؛ فصل نهم، صص ۱۹-۳۳۱۷؛ فصل یازدهم،ص۳۵).

درمقابل این طبقه، طبقه کاست در موضع پست ، حتی از نظر اقتصادی، قرار دارد(فصل دوم،

صص۳۹-۱۰۳؛ فصل چهارم،صص۶۱؛ ۸۱-۷۹، فصل هشتم، صص۱۷-۴۱۳؛ فصل نهم،

صص۵-۳۳۴؛ فصل دهم، صص۵۶-۵۱، ۱۲۵-۱۲۱، ۱۲۹؛ فصل یازدهم، ص۱۳).

درتصویر چهارمرحله «آسرامه» درزندگی هر فرد مذهبی، پاره ایی از نوآوریهای دین هندویی،

در مانوایجادشد. این چهار مرحله عبارتند از:

محصّل دوران جوانی(فصل دوم،صص۲۴۶-۶۹)،

متأهل اهل خانواده(فصل سوم، صص۵-۱، ۱۶۹)،

گوشه نشین بازنشسته( فصل ششم،صص۳۲-۱)،

درویش ودوره گردمذهبی(فصل ششم،صص۹۷-۳۳).

در کتاب مانو رستگاری از طریق اطاعت از قانون، به ویژه قانون نظام طبقاتی کاست، ه دست می آید

(هیوم،۱۳۸۲: ۵۸-۵۵).

۴- دین هندویی پارسامنشانه: بهاگاوادگیتا(قرن اول پس از میلاد)

درمیان دین هندویی ، کتابی که هم میان هندوها وهم میان خارجیها بیش از همه مورد احترام

است کتاب بهاگاوادگیتا ست.این کتاب درسال ۱۷۸۵میلادی توسط چارلز ویلکینز متخصص

زبان سانسکریت به‌انگلیسی ترجمه شد ووارن هستینگز مقدمه ای بر آن افزود. سر ادوین

آرنولد نیز این کتاب را به عنوان سرود آسمانی ترجمه شد. این کتاب مقدس هندو چهل ترجمه

مختلف دارد.

بها گاوادگیتا یک شعر حماسی است که از شروع یک جنگ آغاز می شود. سخنگوی اصلی در

این کتاب، کریشنای خدا در قالب یک ارابه ران است. کریشنا خود می گوید که وی به دلایل

زیر تجسّد یافته است:

«برای محافظت از آدمهای خوب، برای نابودی بدکاران، و برای برقراری مجدّد تقوی»(فصل چهارم،

سرود۸).

از نکات بسیار برجسته دین هندویی پیشنهادی است که که در بهاگاوادگیتا در مورد رستگاری

عمومی همه گناهکاران(فصل چهارم،سرود ۳۶؛ فصل نهم، سرود۳۰) وزنان وسودراهای طبقۀ

پایین جامعه(فصل نهم، سرود۳۲به عمل آمده است.

در این کتاب راجع به طبیعت غیرقابل تغییر چهارطبقه کاست از زبان مانو چنین آمده است:

«منصب یک کشاتریا، که از طبیعت شایستۀ خود متولد شده، عبارت از قهرمانی، نیرو، ثبات،

مهارت، عزم در جنگ، آزادمنشی و تحمل یک فرمانرواست. منصب یک وایشیه، که از طبیعت

شایستۀ خود تولد یافته، عبارت از کشاورزی، نگهداری از رمه وتجارت است.

منصب اساسی یک شودرا، که از طبیعت شایسته خود متولد شده، خدمتکاری است»

(فصل هجدهم،سرود۴-۴۳).

۵ـ دین هندویی مردمی: اشعار حماسی و پوراناها ( سالهای ۱ تا ۲۵۰ پس از میلاد)

به نظر می رسد ساختمان اصلی دین هندویی پیش از میلاد مسیح مردمی شده باشد.

آخرین محصول ادبی درمیان متون مقدس دین هندویی ومؤثرترین اثر ادبی در مردمی کردن

دین هندویی، دو حماسه بزرگ ماهابهاراتا«جنگهای عظیم بهاراتا» و رامایانا

«سرگذشت خدای راما» و هجده پورانا«مجموعه داستانهای مذهبی»یا به عبارتی د

استانهای قدیمی است.

دین هندویی مردمی مطالب دیگری را نیز در بر می گیرد که مهمترین آنها این اجزا هستند:

قوانین مربوط به نظام طبقاتی کاست مانع از آن هست که یک نفر از یک طبقه با فردی که از

طبقۀ اصلی نیست غذا بخورد، ازدواج کند، ویا همنشینی خاصی داشته باشد. این عمل

حتی با افراد درجه بعدی زیرهمان طبقه خودش نیز ممنوع است. اگرچه قرن بیستم شاهد

زوال تدریجی این نظام طبقاتی کاست در هندوستان بوده است.

دردین هندویی فرقه های متعددی وجود دارند. دو فرقۀ اصلی آن خدایانی چون «ویشنو»

(خدای خالق) و«شیوا»(خدای منهدم کننده ) را می پرستند. حداقل پنجاه و نه

فرقه فرعی با نامگذاریهای مختلف وجود دارند که از نظر نگرش دینی، چه عملی و

چه فلسفی، متفاوت هستند. اما تمامی آنها نوعی خدای متشخّص را می پرستند.

آیین هندویی مردمی دارای معابد وزیارتگاههای بزرگ وکوچک زیادی است که اختصاص

به پرستش خدایان محلی و خدایان عمومی وهمگانی دارند. آیینهای نیایش در این

معابد به صورتانفرادی است وغالباً هدایایی به تمثال خدایان وراهبان دیر تقدیم

می شود. پرستش بتها اغلب به صورت گشتن به دور آنها است که مجسمه باید

در طرف راست بدن قرار بگیرد.

در دین هندویی مردمی مکانهای مقدس، فصول مذهبی، وفستیوالهای متنوعی

وجود دارند. افراد متدیّن در گروههای کثیر به رودخانه های مقدس گوناگون، کوهها،

شهرها، ومعابدیکه برای زیارت در سرتاسر هند وجود دارد، سفر می کنند. آنها

ایام مقدس، اعیاد و جشنهای بزرگ دینی را که هم برحسب سال شمسی وهم

قمری است، تکریم میکنند. همچنینافشاندن بذر و برداشت محصولات و نیز سایر

فعالیتهای کشاورزی طی مراسم دینی صورت می گیرد.

دین هندویی مردمی از طریق وضع مراسم ومقررا‌تّی در مورد اطعمه، تولد، ازدواج،

مرگ، آداب خاکسپاری و هدایای مکرّر برای مردگان، به طرز صمیمانه ای وارد زندگی

شخصی پیروانخود می شوند. مراسم تشریفاتی متعددی برای شستشو و پاک

شدن برگزار می شود. هر پسر بچه نابالغ در سه طبقه اجتماعیِ بالاتر نظام کاست،

برای حفظ شعائر دینی یک نخسه لایۀ مقدس دریافت می کند که هرگز از بدنش

جدا نمی کند.

دین هندویی مردمی از نزدیک خود رابا خوردن و آشامیدن پیروانش مرتبط می سازد.

طبقات بالاتر نظام کاست باید از برنامۀ سخت گیاهخواری ومصرف مواد غبرسکرآور

پیروی کنند. آنهاعقیده دارند که آب را برای نوشیدن نباید از دستهای ناپاک طبقات

پایینتر پذیرفت.

هندوهایی که متعلق به طبقات پایین تر اجتماعی و یا خارج از نظام طبقاتی کاست

هستند به عنوان «غیر قابل تماسها»(نجس ها)تلقی می شوند. آنها قبلاً از ورود

به معابد ومشارکت در همۀ فعالیت های اجتماعی،به ا‌ستثنای کار پست خدمتکاری،

محروم هستند. مذهب آنها عملاً جان پرستی است.

۶- ضروریات دین هندویی

درمیان تنوعی که در اعتقادات دین هندویی وجود دارد، نظام طبقاتی کاست از ابتدا

در تمام مراحل تاریخی ومتون مقدس آن وجود داشته است.

احترام و تنظیم وداها نیز از ضروریاتی است که همواره در دین هندویی وجود داشته

است. اعتقاد اساسی الهی این دین عقیده به یک هستی یا روح ذاتی و جهانشمول

به نام برهماست، هرچند این اعتقاد در دو مرحلۀ اولیۀ دین هندویی وکتب مقدس

آنها وجود ندارد.

کارما وتناسخ نیز دو عقیده هستند که احتمالاً تمام هندوها آن را پذیرفته اند. اما

ظاهراً این عقاید در مراحل اولیه دین هندویی آموزش داده نمی‌شد وکاملاً مستقل از

اعتقاد الهی بهبرهما به شمار می رفت.

۷- کوششهای به عمل آمده در جهت اصلاح دین هندویی(سالهای ۵۵۷پیش از میلاد

تا ۱۹۱۷میلادی)

دین هندویی در مدت بیش از نیمی از تاریخ طولانی خود با اعتراضات و تلاضهای زیاد برای

اصلاح مواجه بود. هر چند بخش عمده ای از این تلاشها بی تأثیر بود.

در سال ۵۵۷پیش از میلاد، مهاویرا پسر یکی از راجه های هندو، نهضتی را برعلیه

ویژگیهای زیرین در دین هندویی آغاز کرد:

تحکم انحصارطلبانۀ راهبان برهمن؛ اصالت وسندیّت ادعا شده در مورد وداهای سانسکریت،

نظام ظالمانه قربانی کردن حیوانات؛ و در آخر وحدت‌گراییِ مطلقِ فلسفه جاری اوپانیشاد.

به این ترتیب نتیجۀ فوری و بلافصل کوششهای وی تأسیس یک دین جدید به نام دین جاینی بود.

گواتما بودا، یکی دیگر از شاهزادگان هندو، در سال ۵۲۵ پیش از میلاد نهضتی را شروع کرد

که بنای آن اعتراض به اموری در دین هندو بود. این امور عبارت بودند از:

کل نظام غیراخلاقی وجود طبقات اجتماعی ثابت و موروثی؛ تکیه بر راهبان استیجاری و یا

خدایان رشوه پذیر برای نجات و رستگاری؛ تأمل‌گرایی شدید فلسفی؛ انجام امور تشریفاتی،

واحساس‌گرایی افراطی و بیش از حدّ؛ وجود متون مقدس دینی به یک زبان غیر قابل فهم ق

دیمی. این نهضت نیز به تأسیس دومین دینِ هندی، یعنی دین بودایی منجر شد.

تیرووالووار(Tiruvalluvar)، یک هندوی متعلق به طبقۀ پایین نظام کاستی، حدود

سالهای۸۰۰میلادی به بعد، به تبلیغ نوعی رستگاری پرداخت که تنها از طریق

رحمت الهی قابل حصول است. اثر وی «کورال مقدس» یکی از پرنفوذترین مجموعه

اشعار به زبان تامیلی جنوب هند است.

یکی دیگر از هندوهای طبقه پایین از منطقه جنوب هند،« مانیکا واساگار» در قرن

یازدهم میلادی این مطالب را آموزش داد:

وجودیک خداوند متشّخص متعال؛ تجسم یافتن او در شیوا؛ رستگاری و نجات به عنوان

یک موهبت الهی؛و خلود آگاهانه پس از مرگ. کتاب شعر او به نام « تیرو واساگام» یا

(زمزمه هایمقدس) غالباً به عنوان زیباترین شعر هندو به زبان تامیلی شناخته می شود.

رامانوجا، یکی دیگر از برهمن های منطقه« چینگِلپوت» در ایالت مَدرَس، حدود اوایل

قرن دوازدهم میلادی،مکتب« ویسیشتاد- وایتا» یا «ثنویت شایسته» را

پایه گذاری کرد. او از مفسرین بزرگ «اوپانیشادها، بهاگاوادگیتا »و آثار فلسفی

متأخر دین هندویی بود. وی همچنین یکی از مبلغین برجستۀ مردمی بود که به

مردم می‌آموخت خدا باید دارای تشّخص باشد. او آزادانه در میان تمام طبقات مردم

موعظه می‌کرد و برنامه ای برای تبلیغ مذهبی تدوین کرده و در راه کنار

گذاشتن نظام طبقاتی کاست و ارتقاء منزلت اجتماعی زنان تلاش می کرد.

«مادهاوا»یا «آناندا‌تیرنا »(سالهای ۱۱۱۹تا۱۱۹۹میلادی) یکی از برهمن های

منطقۀ« کانارا » درجنوب غربی هند بود که« مکتب ثنویت» یا « دِویتا » را بنیانگذاری

کرد. او واعظی بود که همیشه در سفر بود و درباره اعتقاد به خدا تبلیغ می کرد و

با قربانی کردن حیوانات مخالفت میکرد. در تعلیمات وی نجات و رستگاری منوط به کسب معرفت

اخلاقی متعالی والهی بود. تلاش وی نیز با ایجاد یک فرقه جدید منتهی شد.

«به نظر مادهاوا، مشابهت ادعایی خداوند با روح، که در این کلمات مشهور دین هندویی

می گوید( آن تو هستی ) وجود داشتصرفاً زاییدۀ جهل ما بود. لیکن از خیلی جهات این

فرقه هم دچار همان مفاسدی شد که در مورد سایر گروههای ارتو دوکس

هندویی وجود داشت»(هاولز، روح هند،صص ۷۲-۳۷۰).

شعار راماناندا این بود:

«بگذار هیچ کس از طبقه و فرقه کسی سؤال نکند، هر کس خدا را می پرستد به

خدا تعلق دارد»(هاولز، روح هند،۳۷۴).

در بین پرستندگان خدای هندوی راما، مجادلات زیادی وجود داشته است.

مکتب شمالی( وادا- گالائی ها) نظریه گربه را تعلیم می دهد، بدین معنا که فیض

الهی، مانند گربۀ ماده ای بچۀ خود را به هر ترتیب شده از خطر دور می کند،

غیر قابل اجتناب است.

مکتب چنوبی (تِن- گالائی ها) نظریه میمون را تعلیم می دهد، بدین معنا که ارادۀ

انسانی باید با فیض الهی همکاری کند، درست مانند بچه میمونی که برای فرار

از خطر خود را بهمادرش می چسباند(مکنیکول،خداشناسی هند،۱۱۰).

نانک، یک هندوی طبقۀ دوم از منطقۀ پنجاب(۱۵۳۸-۱۴۶۹میلادی)، تحت تأثیر

اسلام به تبلیغ یک خدای واحد برای مسلمانان وهندوها پرداخت که نتیجه ایجاد دین

مستقلی به نام دین سیک شد که بعداً در مورداین دین توضیح داده می شود.

چایتانیا(۱۵۲۷-۱۴۸۵میلادی) ، از معتقدین به خدای ویشنو، یک تجددگرای

علاقه مند به موسیقی دربنگال بود. در موعظه هایش همه اصناف نظام طبقاتی

کاست درمقابل خدا، نجات و رستگاری از طریق آوازخوانی و نیایشهای احساسی

و رفع محدودیت دین هندویی درباره ازدواج مجدد زنهای بیوه به چشم می‌خورد.

بعدها در میان پیروان وی زیادهروی در لذّات حسی پدید آمد.

کبیر(۱۵۱۲-۱۴۴۸میلادی)، شاعری هندو با اعتقاد به خداپرستیِ مبتنی بر

محبت بود. بعضی اشعار وی درمتون مقدس دین سیک آورده شده است، اما

نتیجه ای کهبلافاصله بعد از کار وی حاصل شد ایجاد فرقه ای جدید در دین

هندویی به نام پیروان پانت کبیر بود.

تولسی داس(۱۶۳۲-۱۵۲۳میلادی)، بزرگترین شاعر هندو در قرون وسطی،

رامایانای سانسکریت را به لهجۀ بومی هندو منتشر کرد. ا‌و در تعلیمات خود چنین

میگفت:

« انسان می تواند با سپردن خود به دستِ زمزمۀ ایمان عاشقانه نه قدرت راما،

به منظور آنکه وی را از بندگی نجات دهد، از دورِ ملالت بار تناسخ فرار کند»

(هستینگز، دایرة المعارف، ج ۱۲، ۴۷۲).

دادو( حدود ۱۶۰۰میلادی)، که یک پنبه باف بود به تبلیغ خداشناسی و تجسم

روح پرداخت. اما نتیجه آن تشکیل فرقه جدیدی شد که امروزه خود او را می پرستند.

رام موهون رُی، از برهمنان بنگالی و اولین هندویی بود که به ترجمۀ بخشی از

اوپانیشادها به انگلیسی پرداخت. ا‌و همچنین بخشی از اقوال عهد جدید- انجیل- را

تحت عنوان احکام عیسی، راهنمای صلح و سعادت به چاپ رساند.در سال ۱۸۲۸

میلادی وی نهضت «برهما ساماج»را به عنوان یک حرکت اعتراضی بر علیه آموزشهای

ذیل در دین هندویی آغاز کرد:

بت پرستی وشرک؛ سوزاندن همسران بیوه؛ بیوه ساختن اجباری وچند همسری

زنها؛ انصباط خشن نظام طبقاتی کاست؛ انزوای دینی وملی هند؛ و وجود محدودیتهای

بیجا روی افرادعادی.آیین برهما ساماج، از آن جهت که اولین حرکت اصلاحگرایانۀ دین

هندویی ا

ست که بر پایۀ دانش بنیانگذارآن از تعالیم عیسی مسیح صورت گرفته ، قابل توجه

است. اما امروزه این فرقه نیز دچارچند دستگی شده است.

دکتر آتمارام پاندورانگ (۱۸۶۷میلادی)، در بمبئی حرکت « پرارتهانا ساماج»

به معنی « اجتماع نیایش»را به منظور ایجاد یک زندگی مذهبی شخصی‌تر

انجام بعضی از اصلاحات اجتماعی آغاز کرد. بعضی ازرهبران این فرقه در سالهای

بعد افراد برجسته ای شدند؛ هر چند به صورت یک گروه کوچکبا‌قی ماندند.

دایاناساراسواتی (درسال ۱۸۷۵میلادی)، نهضت «آریا ساماج» را که به

معنی « اجتماع افراد شریف» استبرپا کرد که حرکتی اعتراضی علیه

بت پرستی بود.

هارندرانات مایترا(درسال ۱۹۱۶میلادی) کتاب دین هندویی (آرمان جهانی )

را چاپ کرد. از طرف دیگروایدیا( درسال۱۹۱۷میلادی) در بمبئی انجمن مبلغین

مذهبی دین هندویی را تأسیس کرد که به معنای ردّ آشکار انحصار سنتی

علمای دین هندو و نوعی تقلید از روی نظام تبلیغات دینیِ مسیحیان بود.

شعار آنهااین بود:« بیائید دنیا را پیرو دین هندویی کنیم». این انجمن

بعد از مرگ بنیا‌نگذارش، به صورت یک نهضت کوچک باقی ماند.

آریا ساماج، از برهما ساماج فعالتر بود و پیروان زیادی داشت.

آریاساماج دیدگاهی ملی گرایانه داشت و به شدت ضد میسیونهای مذهبی

خارجی بود. بعدها یکی ازاشتغالات فکری آنها این بود که هندوهایی را که

مسلمان یا مسیحی شده بودند به دین هندو برگردانند. این نهضت بعد از

جدایی پاکستان از هند شدیداً لطمه خورد.

در میان نهضتهای اصلاح گرایانه اخیر در دین هندویی که از همه موفقتر

بوده اند باید از نهضت« راماکریشنا» نام برد که بنیانگذارش« سری راما

کریشنا» است. او فردی بیسواد بود ولی امروزه یکی ازبزرگترین متصوفان

هند‌و به شمار می‌آید. وی از پرستندگان کالی بود وبه کشف عجیبی دست

پیدا کرد:

بدین ترتیب که با دین، چه مسیحیت، یا اسلام، یا بودایی، و یا هندویی

می توان به همان تجربۀ عمیق« سامادی»( رستگاری) دست یافت.

تعلیم اصلی و اعتقاد او چنین بود که همهادیان عا‌لم، چنان که حقیقتاً درست

دنبال شوند، به خدای متعال رهنمون خواهند شد. او می گوید:

« آن که قبلاً کریشنا، راما ، مسیح، بودا و جایتانا بود؛ اکنون راما کریشنا شده است».

و این چیزی است که پیروانش به آن اعتقاد دارند.

در کنار تعلیمات مذهبی این نهضت، تأکید زیادی هم به بهبود اوضاع اجتماعی مردم

از طریق ایجادبیمارستانها، مدارس، یتیم خانه ها، وغیره وجود دارد. فعالیت آنها تا

اروپا، امریکای شمالی و جنوبی،وکشورهای آسیایی گسترده شده است.

۸- مقایسه دین هندویی با مسیحیت

خدا

در دین هندویی، هستی متعال برهمای غیرمتشّخص است که یک مطلق

فلسفی و در عین آرامی وسکوت پربرکت و سعادت‌بخش بوده ودر ورای تمام

حجابهای اخلاقی و یا متافیزیکیقرار دارد.

در مسیحیت این هستی متعال شخصیت والایی است که از نظر ویژگی های

شخصی کامل بوده و در خلقت و ایجاد متضمن اراده ومقصود و از نظر اخلاقی

در حال کنترل امور وازروی عشق وعلاقه در خدمت بندگان وبالاخره در حال

کمال همکاری برای نجات ورستگاری بشر است.

انسان

در دین هندویی افراد بشر تجلی و یا ظهور موقتِ آن هستی متعال غیر متشخّص

هستند که از نظر ذاتی و یا به صورت دایمی ارزشمند نبوده و در مقابل خدا

مسئولیت نداشته و حقندارند با بقیۀ افراد مثل خود رابطۀ برادرانه ایجاد کنند.

در مسیحیت، انسانها فرزندان یک پدر آسمانی هستند و در صفات اخلاقی

خداوند شریک هستند، هرچندکه به خودخواهیهای فاجعه آمیز، عدم اطاعت،

و فساد وتباهی نیز قادر هستند.

آنها در مقابل خدا مسئول‌اندکه همنوعان خود را دوست بدارند و به آنها

خدمت کنند وبرای یک زندگی سعادت آمیز شخصی در کنارخدا و افراد دیگر

در دنیا و آخرت خلق شده اند.دنیا در دین هندویی دنیا یک خیال گذرا و

بی ارزش(مایا) است.

در مسیحیت دنیا از مظاهر اساسی برنامه، حکمت وقدرت الهی است.

دنیا را باید به عنوان یکی از وسایل فرودستِ حیات اخلاقی و روحانی به نحو

مترقیانه ای درک کرد و از آن استفاده کرد.

گناه

در دین هندویی گناه واقعی وجود ندارد. تنها جهالت تأسفبار فلسفی( اویدیا)

و نقض عملی مقررات نظام طبقاتی کاست، عیب محسوب می شوند و

موجب تناسخ دائمی روح می شوند.ولی بر تمام مصائب آشکارمی توان

از طریق فرو بردن و جذب نفس در برهمای غیر اخلاقی و اطاعت نسبت

به رسوم و مقررات موروثی اجتماعی، فائق آمد.

در مسیحیت گناه واقعیت داشته و علیه خدا، همنوعان وخودِ انسان است.

تلاش مستمر علیه گناه، تلاشی است که همه مسیحیان به آن دعوت شده ا‌ند.

نجات ورستگاری

در دین هندویی هر کس می تواند یکی از سه راه زیر را دنیال کند:

۱- راه عقلا‌نی معرفت ( جنانا- مارگا ) در مورد وحدت وجود.

۲- راه احساسی عشق و وفاداری ( بهاکتی- مارگا )نسبت به خدای مورد علاقه خود.

۳- راه عملی کار کردن ( کارما- مارگا ) که در قوانین و آداب سنتی دینی مقرر شده است.

در مسیحیت نجات ورستگاری از طریق سر سپردگی کامل به عشق و قانونِ

خدایِ پدر به دست می آید؛مسیح نیز می تواند بیش از هر کس دیگر در تغییر

شخصیت پیروان خود،مشابه با یک فرزند خدا، کمک کند.

جامعه بشری

در دین هندویی، افرادی که در یکی از چهار طبقه نظام کاست متولد شده، ساختار

طبقاتی را تشکیل می‌دهند که به خواست الهی ایجاد شده و بر افراد جامعه تحمیل

شده است. اینطبقات با یکدیگر در یک جا جمع نمی شوند و باید به همان صورت که

هستند بدون اعتراض پذیرفته شوند.

در مسیحیت، جامعه بشری به صورت یک خانواده مشترک است که همۀ افراد آن

برای خدمت متقابل در نظر گرفته شده اند و به صورت مجموعه پیشرفت می کنند.

کارما وفیض الهی

در دین هندویی، جدای از برهما یا هر خدای دیگر، اعتقاد به وجود یک قدرت عدالت

هستی به نام کارمااست. کارما یک «قانون عمل» غیر شخصی است که نتیجۀ

اعمال هر فرد را، ازطریق قرار دادن وی در یک منزلت اجتماعی بالاتر و یا پایینتر

در حیات بعدی، به او باز می گردا‌ند. ولی یک هندو با جلوگیری از امیال خود

احتمالاً می تواند بر نتایج اعمال گذشته خود فائقآید و راه گریزی به یک

حالت متعالی عدم تشخّص پیدا کند.

در مسیحیت، خداوند عادل در حقیقت مسئول پاداش ومجازات عادلانۀ افراد

است، اما نه به صورت حلول مجدد روح وتناسخ. اصل متعالی که بر جهان

حکمفرماست این است که وجودفیض خدا وعیسایِ خدا، و یاهر یک از افراد

بشر که خود را به مقام رضایت خدا برسانند، قادر هستند افراد گناهکار را ب

ه سمت رضایت خدا جذب کنند.

۹- نقاط قوت دین هندویی

ـ اعتقاد به یک حقیقت متعالی، حاضر، غیر مادی و روحانی که در زیر بنای همه

پدیده ها قرا دارد.

ـ اعتقاد به شناخت الوهیّت و اتحاد با آن، به مثابه هدف زندگی.

ـ اعتقاد به یک حیات بعدی که در آن پاداش مناسب عمل هر فرد داده می شود.

ـ اعتقاد به همبستگی جامعه ای که فرد در آن متولد شده، به عنوان نهادی که

از طرف خدا ترتیب یافته ودرسطحی متعالی تر از فرد قرار دارد.

ـ دارا بودن قدرتِ نافذ ساختن مذهب در تمام زوایای زندگی پیروان خود.

ـ قدرت حفظ همبستگی و اتحاد گروههای مختلف ومتنوع اجتماعی، در طی

قرون واعصار، از طریق یک ایمان مذهبی مشترک.

۱۰ـ نقاط ضعف دین هندویی

ـ فقدان یک خصلت شخصی یا مسئولیت اخلاقی در هستی متعالی آن دین.

ـ فقدان ارزش ثابت یا آرمان اخلاقی برای هر فرد انسانی.

ـ فقدان یک معیار همگانی اخلاقی ، به استثنای تمایزات طبقاتی اجتماعی.

ـ عدم احتمال بهبود منزلت اجتماعی افراد، مگر بعد از مرگ آنها.

ـ عدم احتمال بهبود ترتیبات کلی جامعه، مگر در مورد تعلیمات معدودی از

افراد اصلاحگرا که آنها هم مورد اقبال چندانی قرار نگرفتند.

ـ افراط در رعایت تشریفات در عبادت، یا در مقابل آن تفریط در تأمل بی محتوا.

ـ وجود بت پرستی فاحشی که از لحاظ نظری با قبول فلسفه تعدد خدایان قابل

توجیه است و تنها کمی توسط رهبان دینی مورد انکار واقع شده است.

ـ نظام طبقاتی کاست، با تأثیر جبری وانشقاقات اجتماعی حاصل از آن.

ـ پایین بودن کلی ارزش و مقا‌م زن که در تمام کتب مقدس دین هندویی، به

استثنای «بهاگاواد گیتا» به چشم می‌خورد.

ـ فقدان یک چشم انداز وسیع برای بقیه مردم دنیا در بیرون از دایرۀ ملی خاص

دین هندویی، به استثنای معدودی از اصلاح طلبان جدید.

ـ فقدان یک چهرۀ تاریخی برجسته وشایسته تحسین در متون مقدس دین هندویی.

ـ اینکه کتب مقدس این دین امروزه هم در دسترس پیروانش نیست.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *